
رسم خدا، بودن است
یک دل و بی کم و کاست
آتش و گل بودنش
پیش خلیل آشناست
رسم خدا، سوختن
در بر دلدار و یار
هروله آموختن،
بی ره و بی دست و پاست
رسم خدا، لطف و رحم
بی گله و بی حساب
وقت عطشناکیت،
چشمه جوشان بجاست
رسم خدا، دلبری
غمزه و سوداگری ست
وصل به ماوای او
خاتم افسانه هاست
رسم خدا، دم به دم
غم یه غم افروختن
شعله سوزان عشق،
کلبه پروانه هاست
رسم خدا، عقل و دین
در ره دل دادن است
عاقل و زاهد به دست
دامن دیوانه هاست
دسم خدا، شاهدی ست
پای به سر، چشم جان
هر نظرش حلقه ای،
وصل به زنجیرهاست
رسم خدا، رسم ماست
چون همه واحد شویم
ملک و ملک در سجود
بزم خدایی به پاست
(فرید)
برگ نوشته فرید سمسارها ؛ پنجم اردیبهشت 1391
آخرین برگ نوشته
درباره ما

برگ هایی از درخت زندگی
هر انسانی تو زندگی دنیاییش مثل یه درخته، یه تنه داره، قبلش یه عالمه ریشه ست و بعدش یه عالمه شاخه!
فهرست اصلی
هم نوایان
برگ های پیشین ندارد... همیشه آخرین برگ است که به زندگی معنا می بخشد... همین لحظه... همین الان ...نه گذشته و نه آینده
طراح قالب
POWERED BY